یک تجربه زیبا از پویش «اونم هست …»

0
3

فعالان پویش «اونم هست …» با انتشار یک روایت، تجربه‌ای زیبا در قالب این پویش را معرفی کردند.

به گزارش سرویس بازار ایسنا به نقل از روابط عمومی “کمپین اونم هست ” مجریان و فعالان پویش «اونم هست …» با انتشار یک روایت به زبانی ساده و صمیمانه برخی جنبه‌های اجتماعی زیبای این پویش را معرفی کردند. این یادداشت را در ادامه می‌خوانید.

“تو کتابفروشیم یهو ولوله‌ای شد. ده دوازده تا جوون به اتفاق یه آقا اومدن که کتاب بببینن و بخرن. پیش خودم گفتم خدا بده برکت … این بنده خدا چند تا بچه داره؟ یه خرده که توجه کردم دیدم یه مقدار با هم رسمی صحبت میکنن. از حال و هوای صحبتشون فهمیدم که معلمشونه. نزدیک اون آقا شدم و حال و احوالی کردم. گفتم: به سلامتی معلم این بچه‌ها هستین؟ گفت: بله، هر ماه با یه تعدادی از این بچه‌ها می‌آییم کتابفروشی تا یه تعداد کتاب انتخاب کنن. گفتم: باریک الله. موقع حساب و کتاب دیدم آقا معلم پول کتاب بچه‌ها رو حساب کرد منم تخفیف درست درمونی بهش دادم. چند هفته بعد آقا معلم تنها اومده بود برای خرید کتاب. ازش پرسیدم: این کار جالبیه! چی شد به این فکر افتادید؟ گفت: هر کسی نذری برای خودش داره منم نذرم فرهنگیه. دوست دارم با همین حقوق معلمی برای شاگردام کتاب بخرم. آخه میدونی، خیلی از بچه‌ها از کتاب خوندن به هر دلیلی محروم شدن. یه کتاب می‌تونه زندگی آدم رو تغییر بده. راستش زندگی منم با خوندن کتاب عوض شد. برای همین این سرنوشت خوب رو برای همه‌ی بچه‌ها می‌خوام. پیش خودم گفتم: اونم کنار ما زندگی می‌کنه، «اونم هست»، کنار همه هست‌ها. اینا رو گفتم که بگم اونم هست‌های زیادی هستن که ما نمیشناسیمشون اما سبک زندگیشون می‌تونه سرنوشت ما رو هم تغییر بده. از شما چه پنهون من هم از روزیِ کتابفروشیم این نذر رو دارم، ادامه می‌دم“.

ادیتور: زهرا میعادی

انتهای رپرتاژ خبری

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید